تبليغاتX
ღ*••*ღ تنهاييღ*••*ღ*


ღ*••*ღ تنهاييღ*••*ღ*

ღღღღ$هميشه منتظرتم كه بياي پس زود بياااااااااااااااااااااااااااا$ღღღღ


مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنهای تنها میروم در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟” شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی” مینویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم . . . این شعرها دیگر برای هیچکس نیست نه ! در دلم انگار جای هیچکس نیست آنقدر تنهایم که حتی دردهایم دیگر شبیه دردهای هیچکس نیست . . . مثل آتیش تو صحرا / یا که طوفان تو دریا مثل ظلمت توی شب ها / جون به لب موندم و تنها . . . در برهوت بی کسی ، تنها تو همزاد منی ای نازتر از خواب شبم ، آیا تو هم یاد منی ؟ . . . گر بدانم نیستی ، غمی نیست ز تنهایی / اینکه هستی و تنهایم ، غم دارم . . . از دل کوچه گذشتم از میون جاده ی خیس این مسیر بدون برگشت که واسم هیچ آشنا نیست میخوام آرامش بگیرم من که تو غصه اسیرم حق من نیست مثل سایه توی تنهایی بمیرم… . . . کاش میشد هیچکس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بودی باتو میمانم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود … . . . میدانی تنهایی کجایش درد دارد ؟ انکارش ! . . . در قفس تنهاییم تنها یاد توست که مرا به اوج همه ی دوست داشتنها به پرواز در می آورد . . . . وقتی که تنهایی میاد ، حس می کنم که بی کسم ثانیه ها نمی گذرن ، هیچ موقع فردا نمیآد دلم دیگه زندگی رو با اینهمه درد نمیخواد . . . دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام… . . . گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم . . . اگر تنهایی ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست فدای قلب پاک آن عزیزی / که در هر جا که باشد یاد ما هست . . . من و غم همچون برادر ، دست الفت داده ایم رشته ی این دوستی محکم کند تنهایی ام . . . غربت آن نیست که تنها باشی / فارغ از فتنه ی فردا باشی غربت آن است که چون قطره ی آب / در به در ، در پی دریا باشی غربت آن است که مثل من و دل / در میان همه کس یکه و تنها باشی . . . غریبانه شکستم من اینجا تک و تنها / دل خسته ترینم در این گوشه دنیا ای بی خبر از عشق که نداری خبر از من / روزی تو آیی که نمانده اثر از من . . . تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد ! . . . پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاست چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست در این ساحل که من افتاده ام خاموش غمم دریا ، دلم تنهاست
نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |


دوست دارم.....دوست دارم.......دوس...... اگه این کلمه رو بار ها و بارها تکرار نکنم....  اگه اسمت رو تو خلوتم صدا نزنم.... اگه یادت رو چند بار توی ذهنم زنده نکنم...  اگه به این فکر نکنم که تو حالا داری چه کار می کنی...  اگه به یاد حرفهات نیفتم.... اگه عکست رو چندین بار نبینم...  اگه همیشه منتظرت نمونم... اگه فقط به نیت تو شعر نگم... اگه به روزی که بالاخره ببینمت فکر نکنم...  اگه به این که من رو واقعا دوست داری یا نه فکر نکنم... اگه از غم دوریت بعضی شبا گریه نکنم... .. ... .... ..... ........ ........... .............. ..................... ............................. .......................................... ......................................................... ........................................................................... تازه عقلم سره جاش میاد!!!   از استاد دينی پرسيدند عشق چيست ؟ گفت : حرام است آقا!!!!!!!!. از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست ؟ گفت : نقطه اي که حول نقطه ی قلب جوان ميگردد . از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست ؟ گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان . از استاد زبان پرسيدند عشق چيست ؟ گفت : همپای love است . از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست ؟ گفت : محبت الهيات است . از استاد علوم پرسيدند عشق چيست ؟ گفت : عشق تنها عنصريست که بدون اکسيژن می سوزد . از استاد رياضی پرسيدند عشق چيست ؟ گفت : عشق تنها عددی هست که پایان ندارد ...بذار بگم که اگه من اون سر دنیا باشم   اگه من شاد باشم یا که غمگین باشم اگه خنده رو لبام موج میزنه یا که اشک از گونه هام میچکه اگه تو جمع باشم یا که تنها باشم من فقط لحظه هارو به یاد تو میگذرونم اگه من شاد باشم دلیل شادیم تویی اگه غمگین باشم دلیل این غمم تویی اگه خنده رو لبام موج بزنه دریای موج تویی اگه تو خواب باشم بدون تورو خواب میبینم اگه تو جمع باشم حرف تورو پیش میکشماگه تنها باشم میخوام به یاد تو باشم در عوض از تو فقط یک چیز میخوام میخوام که حس خوبتو راهی قلب من کنی میخوام تو شادیات یه لحظه یاد من کنی عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون لمس تو زیبایی، یک شب رویائیه حس به تو رسیدن، معکوس تنهائیه دلگیرم از نفسهات، بخند و آرومم کن منو به جرم قلبم، برون یا محکومم کن عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون نقش تو زیبائیه یک شب آفتابیه تورو نفس کشیدن، انکار بی تابیه مثل خورشید در برم، تنم رو شعله ور کن رویای هر شبم رو با یک بوسه معتبر کن عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون تن تو ادامه جاده خورشیده، چشمتو روتن لحظه پاشیده تا تو با منی نگاهم مثله یک رویاست با تو موندنی شدن چقده زیباست عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون باز امشب باران خوش خاطره از راه رسید و سرا پا احساس به وجودم نم زد گوشه ی خلوت عشق ، موج دریا ترسید و چه زیبا لرزید سایه بان زندگی در فراسوی زمان آباد است و مبادا روز از خاطر برود                                تا هستم باش خواهش من این است......
نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |


دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، .

چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه



گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند

سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم

=======================

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی

که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد .


=======================

عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز

=======================


به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا

چيدي و رفتي

=======================

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به

آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

=======================

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در

حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

=======================

آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار

يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست.


=======================

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در

نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

=====================

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي

دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

======================

هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار

موي گلي مثل تو

======================


هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند


بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه

باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم


=======================

خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش مي‌دوي پرواز مي‌كنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه

=======================

من همه ي قصه هام قصه ي توست اگه غمگينه اونم از غصه ي توست

=======================

سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه

هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا


=======================


تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگرروزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من

نقش تو هستم

=======================

طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه

=======================

اگرکسي واقعا کسي رو دوست داشته باشد بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت

باش...پس مواظب خودت باش


=======================

وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن

=======================

عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد

=======================


اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/

اي دوست مبين به چشم دشمن ما را


رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني

======================

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

======================


عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کليدي باز شود

======================

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

======================
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به

سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی


=====================

غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

=====================


زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم !!!

=====================

گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو

=====================

گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

=====================

تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است

=====================

هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
 
............................................................................................................................
 
عشق را دوسیت دارم
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز

نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در

بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه

روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم
-----------------------------------------------

وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند
-------------------------------------------
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از

دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند

. وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی

شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از

اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی

که دیگر تنها نخواهی ماند.
----------------------------------------------


شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را

بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی!

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت

جواب داد: هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا

انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعنی همين! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن

آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب

برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در

جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم

دست خالی برگردم. همين!!


گل من گريه مكن

گل من گريه مكن
كه در آينه ي اشك تو غم من پيداست
قطره ي اشك تو داند كه غم من درياست
گل من گريه مكن
سخن از اشك مخواه
كه سكوتت گوياست
از نگه كردنت احوال تو را مي دانم
دل غربت زده ات
بي نوايي تنهاست
من و تو مي دانيم
چه غمي در دل ماست
گل من گريه مكن
اشك تو صاعقه است
تو به هر شعله ي چشمان ترم مي سوزي
بيش از اين گريه مكن
كه بدين غمزدگي بيشترم مي سوزي
من چو مرغ قفسم
تو در اين كنج قفس بال و پرم مي سوزي
گل من گريه مكن
كه در آيينه ي اشك تو غم من پيداست
قطره ي اشك تو داند كه غم من درياست
دل به اميد ببند
نا اميدي كفرست
چشم ما بر فرداست
ز تبسم مگريز
در دندان تو در غنچه ي لب زيباست
گل من گريه مكن


نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |

من گل پزمرده ای هستم

چشمه هایم چشمه ی خشک کویر غم

تشنه ی یک بو سه ی خورشید

تشنه ی یک بوسه شبنم...







آه اینست آنچه می جستی زشوق

راز من راز زنی دیوانه خو

راز موجودی که در فکرش نبود

ذره ای سودای نام و آبرو...

راز موجودی که دیگر هیچ نیست

جزموجودی نفرت آور بهر تو

آه اینست آنچه رنجم می دهد

ورنه کی ترسم زخشم و قهر تو...

نوشته شده در ساعت توسط | |

 

 گویند که در میان میوه ها سیب نکوست                                         

نیمش رخ عاشق است و نیمش رخ دوست

  این زردی و سرخی که در او می بینی

زردی رخ عاشق است و سرخی رخ دوست 

 

بنسیمی همه راه به هم می‌ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می‌ریزد

سنگ در برکه می‌اندازم و می‌‌پندارم
با همین سنگ زدن، ماه به هم می‌ریزد

عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است
گاه می‌ماند و ناگاه به هم می‌ریزد

آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
دل به یک لحظه کوتاه به هم می‌ریزد

آه، یک روز همین آه تو را می‌گیرد

گاه یک کوه به یک کاه به هم می‌ریزد

 

 

 تو نیستی که ببینی

 چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست

  چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست

 چگونه جای تو در جان زندگی سبز است

 هنوز پنجره باز است

 تو از بلندی ایوان به باغ می نگری

 درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها

 به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر

 به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند

تمام گنجشکان

 که درنبودن تو

 مرا به باد ملامت گرفته اند

 ترا به نام صدا می کنند

 هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج

 کنار باغچه

 زیر درخت ها لب حوض

 درون آینه پاک آب می نگرند

 تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است

 طنین شعر تو مگاه تو درترانه من

 تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد

 نسیم روح تو در باغ بی جوانه من

 چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید

 به روی لوح سپهر

 ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام

 چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر

 هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر

 به چشم همزدنی

 میان آن همه صورت ترا شناخته ام

 به خواب می ماند

 تنها به خواب می ماند

 چراغ آینه دیوار بی تو غمگینند

 تو نیستی که ببینی

 چگونه با دیوار

 به مهربانی یک دوست از تو می گویم

 تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار

 جواب می شنوم

 تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو

 به روی هرچه درین خانه ست

 غبار سربی اندوه بال گسترده است

 تو نیستی که ببینی دل رمیده من

 بجز تو یاد همه چیز را رهاکرده است

 غروب های غریب

 در این رواق نیاز

 پرنده سکوت و غمگین

 ستاره بیمار است

 دو چشم خسته من

 در این امید عبث

 دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است

 تو نیستی که ببینی...

 

  

 

رفتن و گم شدن از ماست نه از فاصله ها

دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها

گرچه دیگر همه جا پر زجدایی شده است

مشکل از طاقت دل هاست نه از فاصله ها

نقش کم رنگ سرابی که گذر گاه من است

شاید از چشم تو پیداست نه از فاصله ها

همه درها شده بستــــــه ز غم فاصله ها

زخم هر عشق ز درهاست نه از فاصله ها

گرچه دیگر همه کس سرد شده اند، این یکبار

این همه درد نه از ماست نه از فاصله ها

 

 دلم گرفته از این روزگارِ دلتنگی

 گرفته اند دلم را به کارِ دلتنـــگی

 دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند

 گرفت آینه ام را غبارِ دلتنــــــــــگی

  شکست پشتِ من از داغِ بی تو بودنها

  به روی شانه ی دل ماند بارِ دلتنــگی

 درون هاله ای از اشک مانده سرگردان

نگاه خسته من در مدار دلتنـــــــــــــــگی

  از آن زمان که تو از پیش من رفتی

 نشسته ایم من و دل کنارِ دلتنــــــگی

 دیگر پرنده ی احساس من نمی خواند

 مگر سرود غم از شاخسارِ دلتنـــــگی

  بیا که ثانیه ها بی تو کُند می گذرد

 بیا که بگذرد این روزگارِ دلتنــــگی

 

خانه ای ساخته ایم سایبانش همه عشق،زیر پا فرش غرور و حصارش همه تکرارصفا و پنجره اش رو به باغچه گلهای امید.

توی طاقچه گلدانهای بلورین، توی گلدانها دانه های گل یاس ،توی حیاط یه حوض محبت ، سنگفرش آن از نا امیدی و درختی به استواری و صلابت عشق.

قلبم وچشمانم و وجودم را در این خانه خواهم گذاشت تا در آن هنگام که تو بیایی  و در این خانه که فضایش بوی عشق و صمیمیت می دهد ورود کنی.

                                                 بی صبرانه چشم انتظار آمدنت هستم

 

 

 من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:

 در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار!

 خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!

 کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام!

 در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی

 

نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |

»-(¯`v´¯)--»شـــعرهای عاشقانه و اس ام اس های زیبا،جملات قشنگ»-(¯`v´¯)--»

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم.

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

دوسِت داشتم ولی هرگز نگفتم نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نیفتـم نگفـتـم تــا نــدونی عاشـــقم مــن نـدونی بعــدِ تــو از پـا می افتـم خیــال کـردم اگـــه روزی بـــدونی می ری شعر جدایی رو می خـونی می ری تنها میشم با بغض و گـریه تــوی شهــــر و دیـــار بی نشــونی.
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
اتل متل يك مورچه، قدم ميزد تو كوچه، اومد يه كفش ولگرد،پاي اونو لگد كرد، مورچه يه پاشكسته، راه نميره نشسته، با برگي پاشو بسته، نميتونه كار كنه، دونه ها رو باركنه، تولونه انبار كنه، مورچه جونم تو ماهي، عيب نداره سياهي، خوب بشه پات الهي.

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
لعنت به این زندگی .... وقتی که گریه کردیم گفتن بچه است. وقتی که خندیدیم گفتن دیوونه است. وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره. وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش. وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفه. وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه. حالا ام که عاشقیم می گن گناهه.
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

اگه یه روز من مُردم و تو منو دوست داشتی پنج شنبه ها بیا سرِ مزارم و گلِ سرخی رو روی قبرم بذار تا همیشه اون گلی که بهت داده بودم رو به خاطرم بیارم ... ولی... اگه تو مُردی ... من فقط یک بار میام مزارِت .. میام و اون دسته گلِ سفیدِ مریم رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هدیه میکنم وعاشقانه کنارت جون میدم تا بدونی هیچ وقت تنها نیستی.

چشم چشم دو ابرو .. نگاه من به هر سو  .. پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه خیس تو کو؟ گوش گوش دوتا گوش .. دو دست باز یه آغوش .. بیا بگیر قلبمو .. یادم تو را فراموش...؟ چوب چوب یه گردن .. جای نری تو بی من .. دق می کنم میمیرم .. اگه دور بشی از من .. دست دست دو تا پا .. یاد تو مونده اینجا .. یادت می یاد که گفتی: بی تو نمی رم هیچ جا .. من من یه عاشق .. همون مجنون سابق.
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

چه زیبا.. گفتم دوستت دارم! چه صادقانه.. پذیرفتی! چه فریبنده.. آغوشم برایت باز شد! چه ابلهانه.. با تو خوش بودم! چه كودكانه.. همه چیزم شدی! چه زود.. به خاطر یك كلمه مرا ترك كردی! چه ناجوانمردانه.. نیازمندت شدم! چه حقیرانه.. واژه غریب خداحافظی به من آمد! چه بیرحمانه.. من سوختم.


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

گفتی: هروقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه یه نامردی اشکتو ببینه و بهت بخنده ... گفتم: اگه بارون نیومد چی؟ گفتی: اگه چشمه قشنگه تو بباره آسمون گریش میگیره ... گفتم: یه خواهش دارم وقتی آسمون چشمم خواست بباره تنهام نذار گفتی: به چشم ... حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمی باره ... تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم میخندی.


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

برای رسیدن به تو سوگندها نوشتم بروی گلبرگ های زیبای گل شقایق و حال برای رسیدن به جدایی اشکم را با یاد تو می ریزم و عشقم را با یاد شقایق پرپر می کنم تا فراموش کنم لحظه های با تو بودن را.

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

مغرورانه اشك ریختیم چه مغرورانه سكوت كردیم چه مغرورانه التماس كردیم چه مغرورانه از هم گریختیم غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند هدیه شیطان را به هم تقدیم كردیم هدیه خداوند را از هم پنهان كردیم.

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

معلم گفت «الف» گفتم او. معلم گفت «ب» گفتم با او. معلم گفت «پ» گفتم پیش او. معلم گفت «ج» خواستم بگویم جدایی گفت نگو.


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

هفت شهر عشق.. شهر اول : نگاه و دلربایی.. شهر دوم : دیدار و آشنایی.. شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی.. شهر چهارم : بهانه،فکر جدایی.. شهر پنجم : بی وفایی.. شهر ششم : دوری و بی اعتنایی.. شهر هفتم : اشک، آه و تنهایی.

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

چند تا دوسم داری ؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ می گفتم ، ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی ! می دونی چرا ؟ چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که می شناسم ، دقت کردی که قشنگترین و عزیزترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ، خورشید یکیه ، زمین یکیه ، خدا یکیه ، مادر یکیه ، پدر یکیه ، تو هم یکی هستی ، وسعت عشق من به تو هم یکیه ، پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوست دارم.


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود ، اهل زمین نبود نمازش شکسته بود ، بر سر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تنها از این نظر که سراپا شکسته بود ، بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود و چشمان او که دائما از اشک شسته بود ، بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تیشه و تبر دسته بود ، بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد نشسته بود.

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |

 

 

دنیا به این سادگی نیست،نباشه عشق زندگی نیست


زندگی با ما راه بیا،نشی رفیق نیمه راه


.

.

.


زندگی آی زندگی یه بار امونم بده


خنده چه شکلی شده یه بار نشونم بده


زندگی آی زندگی مگه چیه دوامون


یه دل خوش می خوایم یه بار بیار برامون


زندگی یه کاری کن که خنده عادت بشه


رو پوشت بوما پر از مرغ سعادت بشه


دنیا بذار بچرخه بدون قصه و غم


کسی دیگه نبینه رنگ سیاه ماتم


ای خدا،با تو ام خدا،من حرفی دارم توی عالم دعا


مسافرا رو راهی کن،به عاشقا نگاهی کن


ختم به خیر جدایی کن،تا به ابد خدایی کن


یه چرخیه بچرخونش،یه دریه نبندونش


یه لبیه بخندونش،یه چشمیه نگریونش


یه دلیه بذار شاد شه،یه اسیر که آزاد شه


یه بغضی تو گلومه،نذار که مثل فریاد شه

.

.

.



 اگه می گم دوست دارم،نه از سر سادگیه


بلکه از اعماق دلم،به رنگ دلدادگیه


اگه می گم دوست دارم نه اینکه شعر نو می گم


حرفای قلب خستمو تو یک کلام به تو می گم


به تو که جنس دلمی،همخونه ی عزیزمی


بین هزاران گل سرخ تو تک گل خوشگلمی


سلطان قلب نوشت:این شعرو دوست داشتم نوشتمش


هر گونه فکر بد حرام و مجازاتش حبس ابد در زندان تنهایی می باشد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

پیوند جنسی هرگز کسی را ارضا نکرده است.این پیوند بیشتر و بیشتر عدم رضایت ایجاد می کند.پیوند جنسی هرگز کسی را به کمال نرسانده-با کمال بیگانه است.پیوند جنسی زمانی معنا می یابد که با عشق همراه باشد.پس عشق و پیوند جنسی به هم می آویزند..و عشق مرکزیت عظیم تری است،مرکزیتی والاتر.آنگاه که پیوند جنسی به عشق گره می خورد،بالا و بالاتر جریان می یابد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

«ازدواج وسیله‌ای است برای فرار از ترس تغییر، ازدواج وسیله‌ای است تا پیوند را تثبیت کنی. اما عشق چنان پدیده‌ای است که به محض تلاش برای تثبیت آن، خواهد مرد. ایستایی در عشق همان و نابودی عشق همان. عشق واقعی تنهایی را به یگانگی مبدل می‌سازد.»

«اگر ایجاد پیوند آزاد باشد، با آزادی همراه باشد، شادی از راه خواهد رسید، چون آزادی ارزش غایی است، چیزی از آن بالاتر نیست. اگر عشق تو سوی آزادی رهنمونت کند، عشق تو عین برکت است، و اگر سوی بردگی براندت نه برکت که لعنت است.»

«اگر دیگری را دوست می‌داری، اگر می‌خواهی یاریش کنی، کمک کن تا یگانه شود. نه نباید او را اشباع کنی. تلاش نکن با حضور خود بگونه‌ای او را کامل کنی. دیگری را کمک کن تا یگانه شود. چنان سیراب از وجود خود که نیازی به حضور تو نباشد.»

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

«انسان عاشق هرگز به کسی خشم نمی‌ورزد، چون در واقع وابسته به دیگری نیست. او می‌تواند در تنهایی نیز شاد باشد... البته او باز شادی خود را با دیگری تقسیم می‌کند ولی دیگر به کسی وابسته نیست. اکنون دیگر رابطه وابستگی برقرار نیست؛ این پیوند است، پیوند وابستگی متقابل.»

«با عاشق‌شدن، کودک باقی خواهی ماند؛ و با عروج در عشق، به بلوغ دست خواهی یافت.»

«بزرگ‌ترین معجزه در جهان آن است که تو هستی، من هستم. بودن بزرگ‌ترین معجزه‌است و مکاشفه درهای این معجزه بزرگ را برویت می‌گشاید.»

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

«تمام تاکید من نه بر اسم‌ها که بر افعال است؛ تا می‌توانی از اسم‌ها حذر کن. این‌کار در زبان امکان‌پذیر نیست، ولی در عرصه زندگی می‌توانی. چه، زندگی خود یک فعل است. زندگی یک اسم نیست، واقعاً «زندگی‌کردن» است و نه «زندگی». عشق نیست، عشق‌ورزیدن است. پیوند نیست، پیوند‌یافتن است. ترانه نیست، ترانه‌خواندن است. رقص نیست، رقصیدن است.»

«حیرت خواهی کرد، که اگر خود را دوست بداری، دیگران نیز دوستت خواهند داشت. هیچکس کسی را که خود را دوست نمی‌دارد، دوست ندارد. اگر نمی‌توانی به خود عشق بورزی، چه کس دیگری به این کار اهمیت خواهد داد؟»

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

«دوستی به پیوند می‌انجامد، ثابت می‌ماند، صمیمیت بیشتر جاری است، و سیال. دوستی یک رابطه‌است، صمیمیت حالتی از وجود توست. صمیمی هستی، با کدام و چه کسی، ابداً مهم نیست.»

«دوستی خالص‌ترین عشق است. دوستی والاترین صورت عشق است جایی که چیزی نمی‌خواهی، شرطی قائل نمی‌شوی، جایی که ایثار کردن عین لذت است. یکی بسیار نصیب می‌برد، اما این اصل نیست، این نصیب خودبه‌خود پیش می‌آید. انسان نیاموخته است که زیبایی‌های تنهایی را دریابد. او همیشه آوارهٔ جستن نوعی پیوند است، می‌خواهد با کسی باشد – با یک دوست، با یک پدر، با یک همسر، با یک فرزند، با یکی و کسی... اما نیاز اساسی آن است که به گونه‌ای فراموش کنی که تنهایی.»

«رابطه جنسی هرگز کسی را ارضا نکرده‌است. این پیوند، بیشتر و بیشتر عدم رضایت ایجاد می‌کند. رابطه جنسی هرگز کسی را به کمال نرسانده – با کمال بیگانه‌است. رابطه جنسی زمانی معنا می‌یابد که با عشق همراه باشد. پس عشق و رابطه جنسی به هم می‌آمیزند. و عشق مرکزیت عظیم‌تری است، مرکزیتی والاتر. آن‌گاه که رابطه جنسی به عشق گره می‌خورد، بالا و بالاتر جریان می‌یابد.»

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

«زمانی فرامی‌رسد که به عشق رسیده‌ای و زمانی فرا می‌رسد که به ورای عشق می‌رسی. زمانی فرامی‌رسد که پیوند می‌یابی و از این پیوند لذت می‌بری، و زمانی خواهد رسید که تنهایی و از زیبایی تنها بودن لذت می‌بری. آری هر چیز و هر زمانی زیباست.»

«زندگی وابستگی متقابل است. هیچکس مستقل نیست. حتی برای لحظه‌ای نمی‌توانی تنها زندگی کنی. به حمایت تمام هستی نیازمندی، هر آن دَم است و بازدَم. نه این یک پیوند نیست، این وابستگی متقابل محض است.»

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

«شهامت به معنای زندگی در پیوند با دیگران و در عین حال مستقل باقی‌ماندن است. انسان نوین، انسان با شهامت خواهد بود. در گذشته، تنها دو نوع ابله در جهان زندگی می‌کرده‌اند، گونهٔ این دنیایی و گونهٔ آن دنیایی – ولی هر دو ابله بوده‌اند. انسان واقعاً بی‌باک کسی است که در این جهان زندگی می‌کند ولی به این دنیا تعلق ندارد.»

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

«عشق آزمونی روحی است – ربطی به جنسیت ندارد و با کالبدها بیگانه ‌است، عشق با درونی‌ترین کانون وجود سروکار دارد. اما تو هنوز حتی به معبد خود قدم نگذاشته‌ای. ابداً نمی‌دانی که کیستی، و با اینحال در پی آنی که چگونه عشق بورزی. نخست خود باش، خود را بشناس، و دل خوش‌ دار که عشق را پاداش خواهی گرفت.»

«عشق با درد همراه است – چون رشد را موجب می‌شود. عشق با درد همراه است چون عشق چنین می‌طلبد. عشق با درد همراه است چون عشق دگرگون می‌کند. عشق با درد همراه است، چون در عشق از نو زاده می‌شوی.»

«عشق به مثابه یک پیوند رخ می‌نماید اما در خلوت ژرف آغاز می‌گردد. هنگامی که به تمامی در تنهایی خود خرسندی، هنگامی که مطلقاً به دیگری نیازمند نیستی، وقتی حضور دیگری یک احتیاج نمی‌نماید، آنگاه است که توانایی دریافت عشق را خواهی داشت. اگر وجود دیگری نیاز تو باشد، تنها می‌توانی بهره‌کشی کنی. تزویر کنی، مسلط شوی، اما عشق نمی‌توانی بورزی.»

«عشق یک پیوند است. عاشق و معشوق هر دو تلاش می‌کنند خود باقی بمانند، در پیوند و در عین حال مستقل، چنین است که مبارزه آغاز می‌شود.»

«تا دوری نزدیک نتوانی بود. اگر همیشه دور بمانی، عشق خواهد مرد. اگر همیشه نزدیک بمانی، عشق خواهد مرد.»

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

«والاترین هنر در جهان آنست که مرید باشی. این موهبت با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. مریدی یگانه‌است و همتایی ندارد. در هر پیوند دیگری، چیزی شبیه آن نخواهی یافت، نه چیزی مثل آن نمی‌تواند وجود داشته باشد.»

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

عشق یک تجربه هست ولی زبان بسیار مکار است. پس مراقب زبانت باش.

هر گاه عاشق باشی احساس عجز کامل میکنی. درد عشق هم همین است. زیرا تو میخواهی هر کاری را برای معشوقت انجام دهی اما میفهمی که کاری از دستت بر نمی آید. اما عشق یعنی همین که تمام فکرت؛ خدمت به دیگری باشد حتی اگر از عهده ات بر نیاید.

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تو نمیتوانی انسانی را تصاحب کنی. زیرا او یک شخص است. تصاحب فقط با اشیاء ممکن است. اگر هنوز به دنبال تصاحبی؛ عشق تو شهوت است.

اگر نتوانی با معشوقت ساکت بمانی؛ بدان که هنوز عاشق نشده ای.

تنها راه کسب عشق؛ از طریق همین عشق میسر میشود. هر چه بیشتر ایثار کنی؛ بیشتر میگیری.

والاترین انسان کسی هست که با عزمی شکست ناپذیر؛ انتخاب کند.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

اگر عشقی احساس نمیکنی؛ تظاهر نکن. سعی نکن نمایش بدهی که عاشقی. حتی اگر خشمگینی بگو که خشمگین هستی و باش. ولی حقیقی باش

توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگترین هنر جهان است.

اگر بتوانی دیگری را همانطور که هست؛ بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است.

وقتی با عشق به دیگری بنگری؛ او والا میگردد و منحصر به فرد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

گفتی نبینم

ندیدم

گفتی نشنوم

نشنیدم

گفتی نگویم

نگفتم

با دلم چه خواهی کرد

که با لهجه‌اش بیگانه‌ای!

 

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net 

 

اگر به خانه‌ی من آمدی

برایم مداد بیاور مداد سیاه

می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم

تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم

یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!

یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها

نمی‌خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند!

یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم

شخم بزنم وجودم را ... بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا!

یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد

و بی‌واسطه روسری کمی بیاندیشم!

نخ و سوزن هم بده، برای زبانم

می‌خواهم ... بدوزمش به سق

...اینگونه فریادم بی صداتر است!

قیچی یادت نرود،

می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم!

پودر رختشویی هم لازم دارم

برای شستشوی مغزی!

مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند

تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.

می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود !

صداخفه ‌کن هم اگر گیر آوردی بگیر!

می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،

برچسب فاحشه می‌زنندم

بغضم را در گلو خفه کنم!

یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم

برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد،

فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند،

به یاد بیاورم که کیستم!

ترا به خدا ... اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند

برایم بخر ... تا در غذا بریزم

ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم!

سر آخر اگر پولی برایت ماند

برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،

بیاویزم به گردنم ... و رویش با حروف درشت بنویسم:

من یک انسانم

                هر روز من یک انسانم

من هنوز یک انسانم

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

عشق همه را شاعري بزرگ مي سازد و اگر عشق نتواند تو را يك شاعر سازد، هيچ چيز ديگر نخواهد توانست. عشق دروازه دنيايي كاملا متفاوت را به روي تو مي گشايد. بدون عشق، در دنياي محدود عقل محصور خواهي ماند. آنگاه كه عشق در زندگي پديد آيد، عقل از ميان برمي خيزد و به فراز مي رسد. به همين دليل است كه ذهن عقل گرا، عشق را ديوانه كور مي نامد. عقل هميشه عشق را به كوري و ديوانگي محكوم ساخته و به آن نسبتهاي ناروايي داده، به اين دليل است كه از درك آن عاجز است.

دنياي عشق ،‌دنيايي كاملا متفاوت است كه هيچ ارتباطي با حساب، منطق و علم ندارد. عشق،‌ سنجش ناپذير و ناشناختني است. هيچكس آنرا به درستي نمي شناسد.

دقيقا نمي دانيم كه چيست. حتي كساني كه تا اعماق عشق رخنه كرده اند. خود را لال و زبان بسته يافته اند- عشق قابل بيان نيست.

اما تجربه عشق بسي با عظمت و چنان سرمست كننده است كه در اشكال گوناگون متجلي مي شود. شايد در رقص متجلي شود يادر موسيقي يا در شعر يا در نقاشي يا در انواع آفرينشها. عشق هميشه آفريننده است و دنيا بسيار ويرانگر بوده، زيرا به انسان آموخته انرژي عشق را سركوب كند. عشق سركوب شده، ويرانگر مي شود و عشق ابراز شده، آفريننده.

زندگي تنها زماني زندگي است كه چراغ عشق در درون وجودت بسوزد. آنگاه كه شعله هاي عشق تو چنان شعله ور باشند كه گرداگرد تو را روشن سازند، به ديگران سرايت كنند و ديگران بتوانند آنرا احساس كنند. آنگاه كه عشق تو چنان ملموس باشد كه ديگران بتوانند آنرا لمس كنند. آنگاه عشق نه فقط به خودت، بلكه به همه كس بركت خواهد رساند.

انسان راستين همواره جهان و هستي را غني تر مي كند. او از خود چيزي به هستي مي بخشد. و تا زماني كه تو چيزي از خود نبخشي، هرگز احساس شادماني نخواهي كرد. از راه ازخود بخشيدن به هستي است كه در كار آفرينش مشاركت مي كني، زيرا آنگاه تو يك آفريننده مي شوي.

آفريننده بودن، ‌جزيي از خدا بودن است. هيچ راه ديگري غير از اين نيست.

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

کارت پستال درخواستي  www.orchid.blogfa.com

 

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

  

 

کسی آمد که حرف عشقو با ما زد

دل ترسوی ما هم دل به دریا زد

به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی

چه دوره . ساحلش از دور پیدا نیست

یه عمری راهو در قدرت ما نیست

باید پارو نزد وا داد.باید دلو به دریا داد

خودش میبردت هر جا دلش خواست

به هر جا برد بدون ساحل همون جاست

اشک هایم را دید و هیچ نگفت

ناله هایم را شنید و هیچ نگفت

 

از پس دیوار دلتنگی هایم

زجه هایم را شنید و هیچ نگفت

 

در زیر باران پائیزی

سرخی چشمانم را دید و هیچ نگفت

 

از زبان این و آن

دردهای شبانه ام را شنید و هیچ نگفت

 ملوس خانوم و ابزارش  maloosiii-tools.Blogfa

خودم دیدم به چشمانم

بر سر مزارم بخندید و هیچ نگفت

 بلند و شد به راهش ادامه داد

و باز هم رمید و هیچ نگفت

 

 

  

نگاه کن ؛ چگونه بال میزند پروانه ی نگاهت برابر چشمانم.

و من ؛ و من چه بی صدا شکسته ام.

صدایی سرد ؛ صدایی درد .

و چه پشیمان میشوی از درد ها و رنج ها.

که خود فقط مقصری ز درد ؛ ز مرگ.

و چه زود و بی صدا بمردند پا کی ها.

نگاه کن بر آسمان ؛ ببین چه زیبا نقش بسته محبتش در آن.

صدا کن ؛ که میشنود صدایت را.

درد هایت و رنج هایت را.

صدا کن تا اجابت کند دعایت را.

 

 

 

پریشب دیدمت دوباره در یاد

همچو گیسویی پریشان در پس باد

بگفتم یار دیرینم کجایی؟؟

تو خوبی یا که چون من؛آرام نداری؟؟

نگاهت را برگرفتی از نگاهم

در پی چشمان تو می رفت چشانم

بگفتم نازنینم را نبینم

که چشمانش شدست ابری؛عزیزم

بگفتا من شدم خسته ز حجران

بگفتم نازنینم؛چیزی نماده تا به مردن

و مرگ من به معنی وصال است

چهل روز از تنهایی گذشت است

عزیزم فکر نکن من بی وفا ام

شبا تا صبح من چشم انتظارم

که من را هم در آغوش بگیرد

فرشته جان من را هم بگیرد

 

 

نگاری را به یاد آری

که وقت رفتنت دیدی

و او غمبار و نالان بود

و تو خندان و شاد بودی

به چشمانش نگاه کردی

ودستش را بفشردی

درآن دم آسمان غرید چون شیری

و تو بی هیچ مکثی برفتی

و تو رفتی و شد تنها نگارت

نگارت ماند و تنهایی و محنت

 

اشک مثل قطراتيه که از شمع پائين ميان

شمعو آب ميکنن اما ميخوان سعي کنن آتيش خاموش بشه تا شمع

نجات پيدا کنه

اما آتيش ميمونه و شمع ذره ذره آب ميشه و از بین میره

 

http://taraalone.blogfa.com وبلاگ تاراالونhttp://taraalone.blogfa.com وبلاگ تاراالون 

گاهی وقتا تا گریه نکنی آروم نمیشی ؛ اما این اشکا

 بعضی وقتا میشن تمام زندگیت ؛ اون وقته که زره زره آب میکنن

 وجودتو؛ کم کم لاغر میشی و پای چشمات گود میفته بعد انقدر

 ادامه پیدا میکنه تا ....................

 

 

دلم پره از همه آدما ......

از اونی که دوست بود.........

از اونی که خورده بود نون و نمک.....

از اونی که جلوم لبخند زد و

از پشت بهم خنجر!!

نمیدونم چرا اینکارو کردی......

اما یه چیزو خوب یاد گرفتم

که دیگه به هیچ کس نباید اعتماد کرد

حتی به چشمات!!

حالا تو؛ دوسته دست به خنجر

یادم دادی که از همه آدما باید ترسید

باید خفه بشی از بقض

اما یه بار باز نکنی سفره ی دلو

باید یاد بگیری که سکوت کنی

که بقض کنی ؛ خفه بشی

و مثل شمع زره زره آب بشی

اما درد دلتو تو خودت بریزی

فقط تو دل صاب مردت

 

سرم را اهسته بلند مي کنم ...سرم عجيب سنگين شده 

 

ياد تمام خاطرات ازارم ميدهد ...به تکه کاغذي سوخته نگاهي

 

مي اندازم انگار اين کاغذ ها خودم هستن که دارن ارام ارام

 

طعمه حريق نا خواسته مي شوند بلند ميشم زير لب به نمام

 

روزگاري که مرا تنها براي تلخي ها در دنيا تنها گذاشت لعنت

 

مي فرستم...افتاب داره يواش يواش غروب مي کنه به سمت

 

اخرين اشعه نيم  جون روز رفته ام حرمت مي کنم ..شايد فردا

 

از ان من باشه

 

Click to view full size image

Click to view full size image

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ عشق چيزي

جز ظهور مهر نيست؛عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛

عشق يعني كوشش بي ادعا؛عشق يعني مهر بي اما ،

اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر ؛ عشق يعني دل تپيدن

 بهر دوست؛ عشق يعني جان من قربان اوست؛ عشق

 يعني خواندن از چشمان او؛ حرفهاي دل بدون گفتگو؛

عشق يعني مستي از چشمان او؛ بي لب و بي جرعه،

بي مي ،بي سبو؛ گاه چشم بدر و ابروي هلال؛ چهره

مهتابي او در خيال؛ عشق يعني عاشق بي زحمتي؛

عشق يعني بوسه بي شهوتي؛عشق يار مهربان زندگي؛

بادبان و نردبان زندگي؛ عشق يعني دشت گلكاري شده؛

در كويري چشمه اي جاري شده؛ يك شقايق در ميان

دشت خار؛ باور امكان با يك گل بهار؛در خزاني برگ ريز

و زرد و سخت؛ عشق،تاب آخرين برگ درخت؛ عشق يعني

 روح را آرا ستن؛ بي شمار افتادن و بر خاستن

 

 

شنبه:با نگاهي عاشقانه مست شدم!يكشنبه:به او گفتم

گرفتارت شدم.دوشنبه:همچو ليلي عاشق صحرا شدم!سه

شنبه:بي وفايي كرد و من گريان شدم.چهارشنبه:اسير

هجرانش شدم.پنج شنبه:او رفت و من درعاشقي فاني شدم!

جمعه:بي او تنها شدم و از تنهايي مردم

 

 

عشق چیست؟

 

شخصی به همسرش می گو ید :

 

من عاشق تو هستم و بدون تو نمی توانم زندگی کنم

 

اما این عشق نیست ‘ گرسنگی است

 

شما نمی توانید در آن واحد هم کسی را دوست بدارید و هم

بی تابانه نیاز مندش باشید.

 

عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را آزاد می گذاردتا

خودش باشد

 

در عشق اجباری نیست

 

عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن

 

برای آنکه کسی یا چیزی را به دست آوری

 

رهایش کن!

 

زمانی که اتفاق خوب یا بدی برایت رخ می دهد،معنی

 

 اش را در نظر داشته باش.منظوری در اتفاقات زندگی

 

 هست، که به تو یاد بدهد چطور بیشتر بخندی یا کمتر

 

 گریه کنی. تو نمی توانی کسی را مجبور به دوست

 

داشتن خود کنی، فقط می توانی شخص دوست

 

داشتنی ای باشی، بقیه به آن شخص ربط دارد که

 

 ارزش تو را تشخیص بدهد.

 

از رازهاي قلبت براي من بگو تا انها را از شوري شگفت انگيز

 

شعله ور سازم از دلتنگيهايت برايم بگو تا از انها شوق زيستن

 

براي تو بسازم از هوسهايت بگو از همه شور و شوقهايت بگوتا

 

سورتمه اي از اشتياق هاي تو بسازم و ان را بر اسب هوس تو

 

 ببندم و لگامي نرم و لطيف به زيبايي انتظارهايت بر ان اسب

 

مي بندم و انگاه تو را با خودم همراه مي سازم تو را از شوق

 

بودن سرشار مي كنم انگاه همه زيبايي ها را در جامي ريخته به

 

 لبهاي تو نزديك مي كنم تا انها را از عطشها سيراب كنم.

 

نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |

 


 

 تو و من برای همیشه ،

هرگز از هم جدا نخواهیم شد .

شاید در مسافت ولی در قلبمان هرگز .

عشق با چشم هایش نمی بیند بلکه با فکرش می بیند


از این رو خدای عشق بال زد و تار یکی را ترسیم کرد .

بهتر است منفور باشی به خاطر چیزی که هستی

تا محبوب باشی به خاطر چیزی که نیستی .

بعضی از انسانها برای بدست آوردن عشق می میرند

و بعضی برای از دست دادن آن .

عشق مانند غنچه گل سرخ است ،

می تواند پر از شکوفه شوئد یا به آرامی بمیرد .

عشق مانند غنچه گل سرخ است ،


می تواند پر از شکوفه شود یا به آرامی بمیرد .

همانطور که به زیبایی تو خیره شده ام ،

با خود می اندیشم ،

هرگز فرشته ای را ندیده ام که در ارتفاعی چنین پایین پرواز کند .


کلمات دلنشین مانند شانه ی عسل هستند ،

روح را حلاوت می بخشند و به جسم سلامتی می دهند .

بیا و بگذار تا صبح از عشق لبریز شویم ،

بیا خود را با عشق تسکین دهیم.

چرا تلفظ عباراتی نظیر

« خداحافظ »

« پوزش می خواهم »

« دوستت دارم »

چنین راحت است ،


اما بیان کردنشان بسیار دشوار ؟

عشق ،


اشتیاقی شدید برای شدیدا دوست داشته شدن است .

عشق فرشته ای است در لباس هوس …


هرگز نمی توانیم کسی را که به او لبخند نزده ایم

از ته دل دوست داشته باشیم .

آتشی که عشق روشن می کند

بسیار بیشتر از سردی و خاموشی ای است که تنفر به بار می آورد .


هر لحظه ای که صرف عشق ورزیدن نشود ،

به هدر می رود .

 

هیچ وقت تنها تر از الان نبودم

هیچ وقت ناراحت تر از الان نبودم

دلم دریا میخواد

انگار با همه قهرم.با ...

اخه به جز اینا که کسی نیست.دلم گرفته از همه بدم میاد از همه

هیچ کس نیست که نگاهش،حرفاش،کاراش .. ارامشم بده

انگار اشکامم با من قهرن.حتی دکمه های کیبرد.

من دیوونم یه دیوونه به ظاهر عاقل

از بس همه چیو ریختم تو این دلم دارم خفه میشم.مگه دل ادم چه قدر جا داره.از بس خودمو گول زدم خسه شدم.دلم ارامش میخواد

من دریا میخوام.

داغون.داغونم

خدایا تو کمکم کن بتونم تحمل کنم.خداجون به خودت قسم سخته خیلیم سخته.کمکم کن

 


 

ای نازنین لبانت رااز خنده باز کن

 تابتوانم عشق را درسرخی وقشنگی لبانت دریابم

وبایک بوسه مزه عشق رابچشانم

و پشت میله های قفس غم آوارگی ام را احساس نکنم

تااز بیهودگی نجات یابم

ای نازنین اگه تو بخواهی ازمن جداشوی

آسمان چشم هایم ابری خواهد شد

تیرگی آن را می پوشاند

وقطره قطره اشک را بر گو نه ام نمایان می کند

بیاکه تنها نگاهم به دنبال توست

 

.::.

تو شب وازم گرفتی  

  خورشید و دادی بدستم

 گفتی تا آخر دنیا 

 هرجا باشی با تو هستم

 

منكه باور نمیكردم 

  اونهمه حرف قشنگ و

اینكه من تنها رفیق

شبای تار تو هستم

هر بهار پشتش خزونه

اینو هر عاشق میدونه

كه همیشه توی ذهن و

قلب یارش نمیمونه

گریه فایده ای نداره

تو رو واسم نمیاره

كاشكی دست سرنوشتت

تو رو جایی خوب بذاره

  

 

تا حالا شده به یه فرشته ی نجات بر بخوری ؟ تا حالا شده به کسی برسی که انگار سال ها به دنبالش بودی تا در کنارش به آرامش برسی ؟

آرامشی وصف ناپذیر . آرامشی که از نبودنش بترسی اون موقعس که آنچنان دلتنگش می شوی که عین دیوونه ها از یه لحظه نبودنش می ترسی.اون موقع که دلت می خواد ثانیه به ثانیه ی زندگیت رو در    کنارش باشی .اون موقع که لحظه به لحظه در نبودنش دلت براش تنگ می شه. اون موقع که فکر می کنی چرا  نمی شه آدمارو گذاشت تو چمدون تا بتونه هر جا میره اونم ببره .اون موقع که پای تلفن دلت می خواد به صداش گوش بدی حتی اگه حرفی برای گفتن نداشته باشی گوشی رو نگه می داری که به صدای نفس کشیدنش گوش بدی و از صدای دم و بازدمش آرامش بگیری. اون موقع که اسم دیوونه رو روت می ذارن   و با نگاه های مملو از تمسخر نگات می کنن و سعی می کنن خوردت کنن .اون موقع که وقتی تو تنهایی بهش فکر می کنی آنچنان تپش قلبی می گیری که احساس می کنی الانه که قلبت بیفته جلوی پات .

  

 

 

در آغوشت تنها ، و شاید هم تنهایی

هیچ کس چیزی نمی گوید ، و نمی گذارد هم ..

تغییر می کند ؛ روزگار در پی لحظه ها و شاید لحظه ها در پس غم ها پیش می روند ، بی آنکه ما راضی باشیم یا نه .. و بی آنکه سوالی پرسند ..

کاش همانند نیم ساعت پیش بود ، نه یک ثانیه قبل هم بهتر است ، بهتر از این لحظه و این لحظه بهتر از یک لحظه آیند ..

بایست که کمی بگذرد و سپس با تو هماهنگ شوم ، سخت می گذرد و سختر ..

نمی گذارند چیزی بگویم ، از سختی ها .. مرا شاید همانند دیوانه ای می نامند ، آنی که خود را آزار می دهد و هنگامی که از دردهایش می گوید فضا سختر می شود ، و گویی سریعتر می رود و من ..

که با همان سرعت به سوی تو می آیم ، گویی عقب می مانم پس سکوت را اختیار می کنم ..

هر لحظه ای که سپری می شود بیشتر ارزششان را می دانم ، نمی خواهم به جلو اینگونه بروم حتی یک قدم ، اما مجبورم و به امید بهتر شدن لحظه ها به سویت دیوانه وار می دونم شاید از زمان پیشه بگیرم ..

سرانجامش چیزی جز آغوش مهربان تو نیست ، می دانم و می مانم ...


یادش بخیر من و تو یه قلب پاک و بی غرور حالا چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور من تو رو عاشق می کنم هر طور شده حتی به زور کی   می خواد فردا تو رو از من بگیره کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره نباید فردا را از دنیا بگیریم ما اگه از هم جدا بشیم میمیریم ما باید قدر این روزها را بدونیم وای اگر فردا بیاد تنها می مونیم   خدا شاید این عشقی که من میگم تو نشناسی نزدیک ترین کسم اونه خیلی دوستش دارم راستی یادم نره بهت بگم عزیز ترین کسم اونه بمیرم واسه هق هقش گریه چقدر بهش میاد وقتی که حرصش میگیره میگه که از من بدش میاد اما وقتی که آروم میشه می بینه من بغضم میاد همین دیونه بازیاش از اول چشممو گرفت  حالا که دیگه مجبوریم از هم دیگه وداع کنیم بیا به یاد اون روزا هم دیگه را دعا کنیم یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نزاشت جدا بشیم ای وای داره فردا میاد باید دست به دعا بشیم با قلب پاکت از خدا بخواه منو صبرم بده هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده   کی می خواد فردا تو رو از من بگیره کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره عزیزم یادت نره دنیا دو روزه نمی خوام فردا دلت واسم بسوزه ای خدا حتی اگه دوستم نداره تو می تونی نزاری تنهام بزاره ....

 


 

 

قلبدفتر عشـــق كه بسته شـدd
قلبدیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدمd
قلبخونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدونd
قلببه پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمdقلباونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودd
قلببد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدd
قلببرای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتd
قلبحالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدd
قلبتــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوd
قلببـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدمWwW.Bia2BND.Com
قلبغــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتd
قلببازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمd
قلباز تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمd
قلباز
دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمd
قلبچــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودمd
قلبچــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیمd
قلبدوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنd
قلبفردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهd
قلبچه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــوd
قلبآخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشهd
قلبدسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزهdقلببزن تیر خـــــــــــــــــلاص روdقلبازاون كه عاشقـــت بودdقلببشنواین التماسروdقلب...............d
قلب.........d

قلب....d
قلب.d

 

فقط یک دقیقه مقابل دریا که می رسم.... فقط برای چشمهایت دعا می کنم

اما تو هرگز مستجاب نمی شوی

ببـــــــــار.....

ببـــار که باز باورت کنم

ببـــار درهمین کوچه پس کوچه های بارانی

ببـــار در همین کوچه مهتاب

راستی قرارمان

همان ساعت " نمی دانم"

ساعت لجوجی که هیچ عقربه ای

روی شانه هایش به خواب نمی رود

یادت نرود

تو ، همیشه فرصت کوتاه منی برای شعر....

تا می آیم زمزمه ات کنم

زود تمام می شوی

میدانم سالهاست

ساعت قرارمان

یک دقیقه به هیچ است

و من همیشه فقط یک دقیقه

دیر می رسم.......

تقدیم به  تنها فاتح قلبم

 

 

                            

نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |

 

چقدر خوب و روشن است نمای چشم های تو

 

                                              نمیرسد ستاره ای به پای چشم های تو

 

در حضور خارها هم می شود یك یاس بود
در هیاهوی مترسك ها پر ازاحساس بود
میشود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یك متروكه را الماس بود
دست در دست پرنده بال در بال
نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
كاش می شد حرفی از "كاش می شد"هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

 

    هرگز عشق را گدايی نكن، زيرا هيچ گاه چيز با ارزشي به گدا داده نمي شود!

خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم

وقتی آدم همه چیزشو تو زندگی از دست می ده تو بهترین نقطه از عمرش قرار داره، .

چون از اون به بعد فقط می تونه پیشرفت کنه

به ماه خیره می شوم فقط و گریه می کنم

 

                                              دلم که تنگ میشود برای چشم های تو

 

و هی مرور میکنم نگاه اول تو را 

 

                                          اگر نمی رسد به من صدای چشم های تو

 

تو تاکه پلک می زنی به سجده میرود دلم 

 

                                                به پیشگاه اعظم خدای چشم های تو

 

شبی خراب می شود حصارهای فاصله  

 

                                           و آب می شود دلم به پای چشم های تو

 

برای عشق تمنا كن ولي خار نشو

 براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن

 براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن 

براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش

براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

امشب گریه میکنم .گریه میکنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن. برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم خواستم وبودی. امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم وهنوز شکست نخوردم

 

هفت تا آسمون پر از گلای یاسو میخک

          با صد تا دریا پر از عشق و اشتیاق و پولک

               یه قلب عاشق با یه حس بیقرار و کوچک

                               

 میخواد بهت بگه:  (((دوست دارم ۱۵ تاااااااا))) 

نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |

زندگی بارانی است که سراسیمه کدورتها را می شوید...

 و پیامش پاکی است...

 زندگی دشت وسیعی است که عشق سالهاست در آن سایه نرم شقایق ها را می شمرد...

کاش می شد زندگی كرد...!

من خوشحالم

از بهترین تکرارها

تکرار با تو بودنها

تکرار تو را داشتنها

خوشحال از حرفهایت

از نگرانیهایت برای من

از زیبا دوست داشتن هایت

از به فردا اندیشیدن هایت

از دلواپسی هایت

میدانی؟

شبها روزها ساعتها دقیقه ها ثانیه ها

لحظه هاست که به تو فکر می کنم

فکر می کنم که چگونه بهترین لحظه ها را برای هم ایجاد کنیم

چگونه همدیگر را برای هم حفظ کنیم

بهترینها را برای تو به ارمغان اورم چگونه

چگونه تو را خوشحال کنم

چگونه برای تو بهترین باشم و برای من بهترین بمانی

عزیزم مهربانم

با تو هستم که بدون من لحظه ی دوام نداری

با تو که مرا ستون خود قرار داده ای

با تو که مرا فقط و فقط برای خودت می خواهی

با تو که می گویی برای من باش برای من بمان

با تو که می گویی بدون من لحظه ای ارام و قرار نداری

با تو هستم جان من قلب من زیبای من

با تو که می گویی اگر نباشم نیستی و اگر باشم در اوجی

گوش کن خوب گوش کن

                     بی تو نمی مانم

تقدیم به تمام زندگیم به اولین و اخرین عشقم به کسی که یادش در قلب من جاودانه خواهد بود

اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم   اگر اشک بودم مثل باران

بهاري به پايت مي گريستم   اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم   

اگر عشق بودم اهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم  ولي افسوس که نه بارانم   نه اشک  

نه گل و نه عشق  اما هر چه هستم دوستت دارم

شريك عشق تو شدن

يعني همنفس شعر و ترانه شدن

يعني چون ابري تيره به دريا زدن وديوانه شدن

شريك عشق تو شدن

يعني عاشقي به سان يك مجنون

يعني قطره باراني در دل كوير جاري شدن

شريك عشق تو شدن

يعني ديوانه وار عاشق شدن

زدن به كوه و بيابان و سرمست لحظه اي ديدار تو شدن

شريك عشق تو شدن يعني چون ماهي به دريا رها شدن

به ديدن مهتاب شب رفتن

و براي لحظه اي ستاره شدن

شريك عشق تو شدن يعني چون ابري بهاري در آسمان خروشان شدن

همسفر كبوترهاي عاشق و براي عمري مبتلا به عشق شدن

 

 

دفتر غم های من

                       آمد از باغ نگاهم برگ سبزی چید و رفت

                                            وازه امید از چشمان من دزدید و رفت

                       او که عمری با غزل های دلم خو کرده بود

                                             عاقبت از ایل چشم شاعرم کوچیدو رفت

                       کوچه کوچه بغضهایم شد مسیر رفتنش

                                             هق هق این کودک احساس را نشنید و رفت

                        دفتر غمهای من در پیش چشمش باز بود

                                             خاطرات تلخ و شیرینی به من بخشید و رفت

                        گرچه او مرهم نشد بر زخم های قلب من

                                              روی زخم کهنه ام مشتی نمک پاشیدو رفت

                        گر یه هایش را درون بقچه ای پیچیده بود

                                               وقت رفتن با لبی خندان مرا بوسیدو رفت

لبم خاموش و دل خاموش و اشكم صد زبان دارد
تو هرگز گريه ي مستانه كردي جان شيرينم؟؟؟؟


خدايا كمكم كن... اينكه صاف بشم... يه دل بشم... اينكه تقصيرا رو گردن ديگران نندازم... اينكه انتخابم رو درست انجام بدم... اينكه امروز اونكاري بكنم كه بايد... اون رفتاري رو داشته باشم كه بايد.... خدايا كمكم كن كه اون چيزي باشم كه بايد....

 

روی قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت
زير باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز ميلاد  ، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی ميلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسيد
 عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد
 واژه خسته ُکه يک روز کبوتر شد و رفت

نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |

ღ*••*ღ*

ღ*••*ღ*

      


 

با تمام بي کسي هايم کسي دارم هنوز چشم مشتاق و دل

 

دلواپسي دارم

 

هنوز خنده را از من گرفتند دل قرارم را ربود با تمام اين حرفها

 

دوستت دارم هنوز

 

دوستت دارم

 

 

 

باز هم ثانیه ها اسم تورا جار زدن

 

و دقایق همه امشب به تو تکرار زدن

 

 

وسکوتی که دراین عقربها میچرخید

 

نکند در دل تو اسم مرا دار زدن

 

 

کاش پیشم بمونی یک لحظه این یک لحظه به یک عمر می ارزه

 

 

 

 تقديم به چشمي كه اشكش منم، تقديم به اشكي كه غمش

 

 

منم، تقديم به شمعي كه پروانه اش منم، تقديم به گلزاری كه

 

 

گلش...تويي.وتقديم به عشقي كه عاشقش منم

 

 

 

وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره،

 

وقتي نا اميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي

 

 وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن

 

صداي تو محتاجه

 

عاشقانه دوستت دارم

 

 

 

 

دوســــــــــــتـــــــــــت دارم

 

 

برات میــــــمیــــــرم

 

جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست در عشق تو بی جسم همی باید زیست از من اثری نماند این عشق ز چیست؟ چون من معشوق شدم عاشق کیست؟ 

 

 

می گن عاشقی محاله، باشه ما محال و دیدیم

خیلی ها می گن دروغه، ولی ما خیال و دیدیم

توی عصر غصه و غم، خیلی ها عشق و چشیدم

بعضی ها زرد و فشرده، موندن و حسرت کشیدن

    

 

ای کاش به آشیانه بر می گشتی

یک بار دیگر به خانه بر می گشتی

دیروز به یک بهانه رفتی اما

ای کاش به یک بهانه بر می گشتی

 

بر هر که نظر کردم رخسار تو را دیدم

           بر هر جا که گذر کردم آنجا تو را دیدم

 

 

 

وقتی که تو به یک چراغ برای شب های تنهایی خود نیاز داری می توانی مرا همچون آن چراغ در قلب خودت داشته باشی

از واقعهای تو را خبر خواهم داد و ان را به دو حرف مختصر خواهم کرد با عشق تو در خاک نهان خواهم شد با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد..... 

دله من هواتو کرده  پس کجایی مهربونم؟؟؟

نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |

 

اگه میدونستی چقدر تنهام همیشه واسم اشک میریختی.اگرم میدونستی همیشه اشک میریزم هیچ وقت تنهام نمیزاشتی

 

 

وقتی دهکده ای می سوزد همه دودش را می بینند اما وقتی قلبی می سوزه کسی حتی شعله اش را نمی بیند

 

خواستم هدیه ای برایت بفرستم،گل گفت مرا بفرست تا با عطر خود او را شاد سازم،گفتم او خودش گل است،خار گفت مرا بفرست تا به چشم دشمنانش فرو روم،گفتم او آنقدر مهربان است که دشمن ندارد،بلبل گفت مرا بفرست تا با آوازم او را شاد سازم ، گفتم نه... او خوش صداست،ناگهان صدای قلبم به گوشم رسید،صدای قلبم بود که می گفت مرا بفرست تا دوستش بدارم...

گفت:می خوام برات یه یادگاری بنویسم.گفتم:کجا؟گفت:رو قلبت گفتم مگه می تونی؟گفت:آره سخت نیست،آسونه. گفتم باشه.بنویس تا همیشه یادگاری بمونه یه خنجر برداشت.گفتم این چیه ؟گفت: سیسس. ساکت شدم،گفتم:بنویس دیگه ، چرا معطلی خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت دوست دارم دیوونه اون رفته،خیلی وقته،کجا؟نمی دونم اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده...

 

هنه فروش داد می زنه:چراغ شکسته می خریم،کفشای پاره می خریم،اسباب کهنه می خریم.بی اختیار داد می زنم: کهنه فروش قلب شکسته می خری؟

                  

در دادگاه عشق،قسمم قلبم بود وكیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان... قاضی نامم را بلند خواند و گناهم رادوست داشتن تواعلام كرد وپس محكوم شدم به تنهایی و مرگ. كنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و و من گفتم : به تو بگویند دوستت دارم

خیلی سخته که روزتولدت،همه بهت تبریک بگن،جزاونی که فکرمیکنی به خاطرش زنده ای...

خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی،اما اون بگه:نمی خوامت....
خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری ......
خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره ....
خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی ...خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه..

استكان از دستم افتاد شكست... پدرم ناراحت شد... مادرم حرص خورد... برادرم گفت قشنگ بود... خواهرم گفت مال من بود... اما وقتی قلبم شكست هیچ كس چیزی نگفت بمیرم ای دل كه بی صدا شكستی

خواستم هدیه ای برایت بفرستم،گل گفت مرا بفرست تا با عطر خود او را شاد سازم،گفتم او خودش گل است،خار گفت مرا بفرست تا به چشم دشمنانش فرو روم،گفتم او آنقدر مهربان است که دشمن ندارد،بلبل گفت مرا بفرست تا با آوازم او را شاد سازم ، گفتم نه... او خوش صداست،ناگهان صدای قلبم به گوشم رسید،صدای قلبم بود که می گفت مرا بفرست تا دوستش بدارم

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگی منی

  دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني

  دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني

  دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني

دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني

دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني
__________________
* و خداوند اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد *

 

نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |

دلم می خواست : دنيـا رنگ ديگر بود
خــدا ، با بنده هايش مهـربان تر بود
ازين بيچــاره مردم ياد می فـرمود !
دلم می خواست
زنجيـری گران ،
از بارگاه خويش می آويخت
كه مظلومان ، خـدا را پاي آن زنجيـر
ز درد خويشتن آگاه می كردند .
چه شيرين است : وقتی بی گناهی
داد خود را
از خــداي خويش مي گيرد .
چه شيرين است ، اما من ،
دلم می خواست
: اهل زور و زر ، ناگاه !
ز هر سـو راه مردم را نمی بستنـد و
زنجيـر خــدا را بر نمی چيـدند !
دلم می خواست
: دنيـا خانه مهـر و محبت بود
دلم می خواست : مردم ، در همه احوال با هم آشتی بودند .
طمع در مال يكديگر نمی كردند .
كمـر بر قتل يكديگر نمی بستـند
مــراد خويش
را در نامرادی های يكديگر نمی جستنـد ،
ازين خون ريختن ها ، فتنه ها ، پرهيز می كردند،
چو كفتاران خون آشام ، كمتر چنگ و دندان تيـز می كردند !
چه شيرين است وقتی سينـه ها از مهـر آكنده است
چه شيـرين است وقتی ، آفتاب دوستی ،
در آسمـان دهـر تابنـده است .
چه شيرين است وقتی ، زندگی خالی ز نيـرنگ ا

ستدلتنگ دلتنگ

آيينه پرسيد که چرا دير کرده است

 نکند دل ديگري او را سير کرده است

خنديدم و گفتم او فقط اسير من است

تنها دقايقي چند تأخير کرده است

 گفتم امروز هوا سرد بوده است

شايد موعد قرار تغيير کرده است

 خنديد به سادگيم آيينه و گفت

 احساس پاک تو را زنجير کرده است

 گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت

 خوابي سال‌ها دير کرده است

 در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه!

 عشق تو عجيب مرا پير کرده است

 راست گفت آيينه که منتظر نباش

 

 او براي هميشه دير کرده است...

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

....................................................................................................................................

سخت ترين ديدار.... ديدار اوني که به جاي همه عشقي که بهش دادي يه قلب زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش کني و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کني هنوزم دوستش داري .......بخواي همه تنهايي رو که به اميد برگشت دوبارش تحمل کردي تو گوشش فرياد کني اما حتي نتوني ........ به چشماش نگاه کني که بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داري اما ببيني چشماش داد مي زنه که دلش ماله يکي ديگس .... تمام روزهايي که تنها بودي

 

  

به چشمانم نگاه کن تا دریابی که من

 

تو را به وسعت اسمان ها

 

به وسعت دریا ها

 

به خاطر دو چشم بارانی

 

به احترام پاهای خسته

 

لب های بسته،چشمان خسته

 

به پاس یک دل شکسته

 

یک دل ابری

 

یک گل پر پر شده ی عشق

 

دوستت دارم!

احساس های تکراری من

قاب گشته بر دیوار هوس

این همه عاشق شدن

شده تنها کار من

افسوس از گذشته های دور

جاریست هرروز مثل نفس

اشک ها خسته از تکرار شدن

دست ها داغ از محبت های بی هدف

 

 

وقتی زمانش رسید که قلبت رو به کسی بدی، مطمئن شو اون فرد قلبت رو نمیشکنه،آخه قلب های شکسته یدکی ندارن

 

می گن آدم فقط یک بار عاشق می شه، اما من هر وقت صدا تو میشنوم دوباره عاشق میشم!!
 

-
 عشق دردی یه که هیچ دکتری نمی تونه توصیفش کنه، اون چیزی یه که به قلب حمله می کنه و رو مغز تاثیر می ذاره!!
-

 

فراموش کردن کسی که دوستش داری ، مثل به خاطر آوردن کسی یه که هرگز نمی شناسیش!!

 

مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام.

هر گاه در جای قبر من تردید داشتید قطعه سنگی را از کوه بغلتانید هر جا آرام

 گرفت بدانید آنجا قبر من است.

دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه خواستم نرسیدم.

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه چشم انتظار مانده ام.

موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی نداشتم.

بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد.

تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید.

 

اشتباهي كه يك عمر پشيمانم از آن
اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم

 

  

وقتي که گريه ام ميگيره دلم ميگه مبارکه قدر اشکهاتو بدون هنوز چشات بي کلکه وقتي که گريه ام

ميگيره يه آسمون باروني ام اما به کي بگم خدا من تو خودم زندوني ام سرمو بالا مي گيرم کسي جوابم

نميده خيلي شب هاست يه رهگذربه گريهام نخنديده شدم يه مشت خاطره يه کوره ي دلواپسي مي

خوام تلافي نکنم حرمت دل رو ميشکنم دارن به جرم ساده گيم چوب حراجم مي زنن تو اين ولايت غريب

دل مرده ها عزيز ترن قحطي عشق عاشقاست قلب هاي سنگي مي خرن

 

باران کمی می بارد کوچه تاریک است و نور کمی از چراغ خیابان صورتت را روشن کرده است دستانت گرمای خاصی به دستانم می بخشد

من و تو

پا به پای هم

در کنار هم

خلوت های کوچه و خیابان را می شماریم

باران کمی شدت می گیرد

چتری نیست

تو همان چتری

تو همان خیسی دلنشین بارانی

چشمانم را میبندم

تا تو را دارم نیازی به چشمانم ندارم

تو همان چشمان مني

زمزمه هایت در گوشم واضح تر از همیشه

صدایت آرام می شود

گرمی دستانت کم می شود

دستانت را از من می گیرند

نه ، نمی توانم

چشمانم را باز می کنم

آخر چشمانم را دارند ازم می گیرند

از من دور می شوی

فریاد می زنم

فریاد می زنی

تا آخرین لحظات دستانت را می گیرم

بلند تر فریاد می زنم دوستت دارم

چشمانم را باز می کنم

گرمی نفس هایت را احساس می کنم

سرت هنوز روی بازوهایم است

چشمانت بسته است

باران کمی شیشه های پنجره را نوازش می کند

محکم تر در آغوشت می کشم

بوسه ای روی گونه ات می گذارم

توی خواب هم لبخندی روی لبانت است

خواب به چشمانم نمی آید

می خواهم تا آخرین لحظه های با تو بودن در نهایت سکوت نظاره گر زیبایی خداییت باشم


ا که تا نفسی هست یار هم باشیم          به غنچه های محبت بهار هم باشیم
...................................................
     آزمودم زندگی دشت غم است         شادیش اندوه و عیشش ماتم است
...................................................
در میان جمع مردان یا همیشه مرد باش       یا دم از مردی مزن یا یکسره نامرد باش
...................................................
بمیرم من واسه اون دلشکسته         که چون من خیری از دنیا ندیده
...................................................
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتراست      کارم از گریه گذشته به خودم میخندم
...................................................

ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست،

 اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست!

ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست،

 آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست!

ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست ،

غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست !

ببار که دلم گرفته است ، چشمهایم از اشک ریختن خسته است !

ببار ای باران ، که سکوت این لحظه ها

 با صدای تو و صدای گریه هایم شکسته شود

 دلم از غصه ها خالی شود و لحظه هایم مثل همیشه بارانی شود

ببار ای باران ، آمدن تو مرا آرام میکند ،

 قطره های تو مرا از چشمان غریبه ها پنهان میکند!

  چه آمد بر سرم که اینگونه پریشانم ، باور ندارم که اینگونه تنهایم !

 چه آمد بر سرم که اینک آرزوی کسی را دارم که با من قدم بزند

در زیر قطره های باران، درد دل کند با من در این حال و هوای دلگیر آسمان

ببار ای باران که غم از دلم رفتنی نیست ، هوای سرد قلبم گرم شدنی نیست!

راهم را گم کرده ام در کوچه پس کوچه های شهر در این شب بارانی ، کجا بروم، 

من که سرپناهی را جز تو ندارم ای باران ،

 در آغوش چه کسی آرام بگیرم من که هیچکس جز خدا را ندارم ای آسمان...

ببار ای باران ، این آرامش ناخواسته ام را در زیر قطره های باوفایت از من نگیر ،

بیوفا نباش ، ای باران با وفا تنها همین شب هوای مرا داشته باش

 

نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |

 

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم  :  دوستت دارم

 

مي دونم يه روز مياي كه خيلي ديره دير شده

اين دل خسته من ، از غم دوريت پير شده

مي دونم بازم مياي به قلب من سرمي زني

بازقناري مي شي و تو آسمون پر مي زني

اما يادت بمــــونه كه دل بي تو چيها كشيد

اين دل شكسته ام ، بي تو به مقصد نرسيد

 

یادته بهم گفتی که شب بی اعتباره ... بودن و نبودنش فرقی نداره ... تو قسم خورده بودی با من می مونی ... دیگه اسمت واسه من یه یادگاره ... خاطرات عشق پاره تو دلم چه موندگاره ... قاب چشمای سیاهت عمریه که رو دیواره ... تو شبای بی ستاره دل من هواتو کرده ..     خدا را دوست دارم چون بدون آن عشق نیست عشق را دوست دارم چون بدون آن زندگی نیست زندگی را دوست دارم چون بدون آن تو نیستی تو را دوست دارم چون بدون تو من نیستم شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست. به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است. در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شدولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد اگه یه روز خواستی بری حتما خبرم کن قول میدم ازت نخوام بمونی ولی ازت میخوام زود برگردی  اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم. اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه. در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود. وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان . قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شدم به تنهایی و مرگ . کنار چوبیه دار از من خواستند تا اخرین خواسته ام را بگویم و ومن گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم يك روز عشقت را دزديدم و براي اينكه جاي مطمئني داشته باشد آن را در قلبم پنهان كردم . غافل از اينكه روزي براي پس گرفتن آن قلبم را خواهي شكست.              
نوشته شده در ساعت توسط ღ*••*ღ♥ღ*•امیر محمد *••*ღ♥ღ*•ღ| |


:قالبساز: :بهاربیست:

فال عشق

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی

آيکـُن هاي ِ 

دختر پاستیلی